چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب

آنقدر جسمت را برایم برهنه کردی که یادم رفت روح عریانت چه شکلی بود!

آنقدر سعی کردی برجستگی های بدنت را نشانم بدهی که وقت نشد یادت بیاورم که می توانی چه شخصیت برجسته ای باشی !

بیا و تمامش کن ، خودت را به یاد بیاور چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب

اگر ممانعت نکنی فرشته های مهربان با دستهای لطیفشان این لباس های کثیف دنیا را از تن روحت در می آورند ...

آنجاست که لطافت عشق را لمس می کنی آنجاست که می فهمی خدا مهربان تر از آن است که قصد اذیت کردن مارا داشته باشد !

لذت لمس لطافت ایمان را از دلت دریغ نکن ...

چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب

ارسالی توسط دوست عزیز محمد

/ 3 نظر / 32 بازدید
رضا

از مطالب بسیار زیبای وبلاگت در وبلاگم استفاده کردم راضی باش ممنونم از اینکه به من سر می زنی و منو لینک می کنی این آدرس سایت من است rezap502.epage.ir این آدرس وبلاگ عمومی من است rezap502.persianblog.ir این آدرس وبلاگ سیاسی من است r502p.persianblog.ir و این هم آدرس وبلاگ عقل و عشق است rp502.persianblog.ir

گلنوش

دوست عزیز مطلب زیبایی گذاشتی. ای کاش میشد اینو برای همه خوند........

f

خیلی قشنگ بود :))))))