نگاه خیابانیاش را نمیتوانست کنترل کند و چشمچرانی برایش به نوعی عادت تبدیل شده بود. این عادت که از دوران مجردی با او بود باعث سردی روابط بین مرد جوان و همسرش شد و آنها کم‌‌کم از هم فاصله گرفتند. مرد به باوری اشتباه چشم‌چرانی در خیابان‌ها را برای خودش یک تفریح به حساب می‌آورد ولی فکر نمی‌کرد از این تفریح به خیال خود بی‌ضرر، به چنین بلایی مبتلا شود و گرفتاری بزرگی در زندگیاش به وجود بیاید.
ماجرا از روزی شروع شد که زوجی جوان در همسایگی آنها آپارتمانی اجاره کردند. مرد و همسرش خیلی زود با همسایه جدید که زن و شوهری خوش برخورد بودند خودمانی شدند تا جایی که حتی روزهای تعطیل را هم با یکدیگر می‌گذراندند. البته دلیل دیگر این صمیمیت عادتهای ناپسند مرد همسایه بود که مانند مرد جوان به تماشای فیلم‌های مستهجن و غیراخلاقی علاقه داشت. چند ماهی گذشت تا اینکه مرد جوان در یکی از این رفت و آمدهایش به خانه همسایه با خواهر زن آشنا و متوجه نگاه‌های معنی‌دار او شد. این زن جوان که حیا را کنار گذاشته بود با حرکات تحریک‌آمیز خود وسوسه‌ای شیطانی را برای برقراری رابطه‌ای مخفیانه به جانش انداخت. و بالاخره رابطه شوم بین آنها برقرار شد و هر دو غرق در فساد اخلاقی انقدر به این رابطه ادامه دادند که مرد چشم باز کرد و دید به دام مواد مخدر افتاده! حالا مرد از چاله‌ای که امکان بازگشت برایش وجود داشت به قعر چاهی افتاده بود که نجات از آن به مراتب سختتر از قبل بود!
همسرش که متوجه اعتیاد او شده بود دست به کار شد و با کمک برادر خود بلافاصله تحت درمانش قرار داد. مرد جوان به ورزش رو آورد و سعی کرد گذشته سیاهش را فراموش کند. با آن زوج جوان که اصرار بر ادامه رفت و آمد داشتند قطع رابطه کرد و در اثر دوستی با یکی از همسایه‌ها که پیرمردی بازنشسته بود پایش به مسجد محل باز شد. آشنایی با این همسایه توفیق بزرگی نصیبش کرد و با تقویت ایمان توانسته لذت واقعی را در زندگی‌اش بچشد. اما انگار خوشبختی با او سر ناسازگاری داشت! حالا که همه چیز داشت مثل سابق خوب می‌شد، خواهر زن همسایه قبلی دست بردار نبود! او که آبرویش را لگدمال شده می‌دید یک حلقه سی‌دی از مطالبی را که مرد  قبلا برایش پیامک کرده بود همراه چند عکس از زمانی که به طور پنهانی با هم رفت و آمد داشتند را تهیه کرده و با تهدید و سروصدا قصد اخاذی داشت. حالا مرد جوان نمی‌دانست تاوان عشق گناه‌آلود و نگاه هرزش را چگونه باید بپردازد......

منبع



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٩ | ۱:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ترنم | نظرات ()